تبلیغات
دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل - مبانی آزادی و مشارکت سیاسی در حکومت اسلامی «بخش سوم»
بهترین راه ترویج افکار مطهری چیست؟





جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
مبانی آزادی و مشارکت سیاسی در حکومت اسلامی «بخش سوم»
نویسنده : جواد خط شکن
تاریخ : چهارشنبه 6 شهریور 1392

فواید و آثار آزادی سیاسی

آزادی سیاسی در یک نظام حکومتی (به ویژه حکومت دینی) با رعایت حدود و ثغور آن، فواید و آثار مهمی را در بر دارد که در اینجا پاره ای را یادآور می شویم:

الف) مشارکت مردمی

مردم در جامعه اسلامی باید از چنان رشدی برخوردار باشند که زمینه لازم برای حضور عاقلانه و مقتدرانه آنان در عرصه های مختلف فراهم آید . اگر در جامعه ای مردم از دخالت در امور بازداشته شوند به تدریج زمینه پیدایش استبداد فراهم می آید; جامعه ثبات و امنیت خود را از دست می دهد و بیشتر مردم از حقوق مسلم خود باز می مانند و بتدریج حالت انفجاری به خود گرفته و در مقابل دولتمردان خواهند ایستاد. یکی از مهمترین مصادیق مشارکت فعال مردم در عرصه ها، آزادی انتخاب و رای می باشد که در کلام امام علیه السلام بسیار مورد توجه قرار گرفته است . در اندیشه امام علی علیه السلام هر چند که مشروعیت حکومت، جنبه الهی دارد، اما بر رای و انتخاب مردم و تاثیر آن بر مشروعیت و تحقق حکومت نیز تاکید می شود; به عنوان مثال، به هنگام حرکت از مدینه به سوی بصره، خطاب به اهل کوفه می نویسد:

«بایعنی الناس غیر مستکرهین و لامجبرین بل طائعین مخیرین .» (70)

همچنین پس از آن که مردم با امام علی علیه السلام بیعت کردند، امام به سعد بن ابی وقاص فرمود:

مردم با من بیعت کردند تو نیز بیعت کن، او گفت: «پس از آن که همه بیعت کردند من بیعت می کنم » ، امام فرمود: از نظر من بر تو باکی نیست; سپس به مردم فرمود: راهش را باز کنید . (71)

امام علی علیه السلام بر این اساس، هنگام حضور گسترده مردم برای بیعت با وی، از آنان می خواهد که سراغ دیگری بروند و وزیر بودن را بهتر از خلیفه بودن بر آنها می داند:

«دعونی و التمسوا غیری فانا مستقبلون امرا له وجوه و الوان لاتقوم له القلوب و لاتثبت علیه العقول و ان الافاق قد اغامت و المجة قد تنکرت و اعلموا انی ان جئتکم رکبت بکم ما اعلم و لم اصنع الی قول القائل و عتب العاتب و ان ترکتمونی فانا کاحدکم و لعلی اسمعکم و اطوعکم لمن ولیتموه امرکم و انا وزیرا خیر لکم منی امیرا .»

یعنی: مرا بگذارید و دیگری را به دست آورید که ما پیشاپیش کاری می رویم که آن را رویه هاست و گونه گون رنگهاست . دلها برابر آن بر جای نمی ماند و خردها بر آن پایبند نیست . همانا کران تا کران را ابر فتنه پوشیده است و راه راست ناشناسا گردیده و بدانید که اگر من درخواست شما را پذیرفتم، با شما چنان کار می کنم که خود می دانم و به گفته گوینده و ملامت سرزنش کننده گوش نمی دهم; اگر مرا واگذارید همچون یکی از شمایم و برای کسی که کار خود را بدو می سپارید بهتر از دیگران فرمانبردار و شنوایم . من اگر وزیر باشم بهتر است تا امیر باشم . (72)

دقت در موارد بالا، به خوبی دیدگاه امام علی علیه السلام را درباره حق انتخاب و رای مردم، نمایان می سازد; در کلام اخیر، هم آزادی انتخاب مردم به رسمیت شناخته شده است و هم این آزادی آن قدر با اهمیت است که امام حاضر است از کسی که آنها به عنوان حاکم انتخاب نمایند، اطاعت کند .

امام علی علیه السلام همچنین یکی از معیارهای تفویض قدرت به والیان خود را نیز، رضایت و مقبولیت مردم می دانست . تنها در حکومت استبدادی است که حق به صورت یک جانبه تعریف می شود و برای مردم نقشی جز اطاعت و فرمانبرداری انگاشته نمی شود . آن حضرت، در نفی این رویه می فرمایند:

مصالح مردم آنگاه سر و سامان می یابد که دولتمردان و حاکمان شایسته ای داشته باشند و متقابلا البته پیامدهای منفی در هم ریختن رابطه حقوقی بین مردم و حکومت دور از نظر نیست; آثار و آسیبهایی چون چند دستگی و اختلاف، بروز استبداد، انحراف در دین، شیوع رفتارهای نابخردانه، معطل ماندن احکام الهی، ناهنجاریهای اجتماعی که جامعه را از حالت توازن و تعادل خارج می سازد; همان چیزی که حضرت علی علیه السلام اشاره فرمودند:

وقتی جامعه به چنین گسست و نبود ارتباط سالم و سازنده بین حاکم و مردم ره پوید، نتیجه ای بسیار خطرناک رقم خواهد خورد; زیرا در این حال مردم، دیگر هیچ نگرانی و وحشتی به خاطر ضایع شدن حقوق و یا انجام کار بیهوده و باطل در جامعه احساس نخواهند کرد . (73)

بنابراین، حکومت دینی به انسانیت و حرمت نهادن به حقوق انسانی می اندیشد و به کارگزاران خویش نیز در پاسداشت حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... تاکید فراوان دارد .

ب - گرایش مردم به دین

از آنجا که آزادی خواهی یکی از آرمانهای فطری بشر است، ارائه تصویری انسانی، معقول و مطابق با آرمانهای بشری از دین می تواند نقش مهمی در گرایش افراد به دین داشته باشد; چنان که ارائه تصویری غیرانسانی و مخالف با آرمانهای بشری نتیجه عکس آن را خواهد داد . همان طور که یکی از مهمترین علل گرایش به مادیگری در غرب، نارسایی مفاهیم اجتماعی و سیاسی بود; یعنی آنگاه که مساله حقوق طبیعی و مخصوصا حق حاکمیت ملی به میان آمد، عده ای طرفدار استبداد سیاسی شدند و برای توده مردم در مقابل حکمران قائل به وظیفه شدند; این عده در استدلالهای خود برای یافتن پشتوانه ای برای نظریات استبدادی مدعی شدند که حکمران فقط در برابر خدا مسؤول است و مردم حق ندارند حکمران را بازخواست کنند که چرا چنین و چنان کردی، ولی حکمران حقوقی بر مردم دارد که باید ادا کنند . در نتیجه تلازمی پدید آمد بین اعتقاد به خدا و پذیرش استبداد قدرتهای مطلقه، که فرد حکمران فقط در پیشگاه خدا مسؤول است نه در برابر مردم . (74)

اما از دیدگاه اسلام، حاکمان نه تنها در مقابل خداوند مسؤول و پاسخگو هستند، بلکه مردم نیز حق دارند اعمال و رفتار آنها را مورد پرسش قرار دهند و آنان نیز موظف به پاسخگویی در مقابل مردم می باشند .

امیرالمؤمنین علیه السلام، پیشوای سیاسی - اجتماعی و امام معصوم، در این باره خطبه ای خوانده و فرمودند:

حق تعالی با حکومت من بر شما، برای من حقی بر شما قرار داده است و شما را همان اندازه حق بر عهده من است که مرا به عهده شماست; حق همواره دو طرفی است; کسی را بر دیگری حقی نیست مگر این که آن دیگری را هم بر او حقی است ... (75)

از نظر اسلام مفاهیم دینی، همیشه مساوی با آزادی بوده است، مفاهیم بلندی همچون ولایت، رهبری و سرپرستی; درست بر خلاف غرب، که مفاهیم دینی مساوی با اختناق اجتماعی بوده است و پر واضح است که چنین روشی جز گریزاندن افراد از دین و سوق دادن ایشان به ضدیت با خدا و هر چه رنگ خدایی دارد، محصولی نخواهد داشت . (76)

ج - جلب رضایت مردم و کارامدی نظام سیاسی

حکومت دینی به انسانیت و حرمت نهادن به آن می اندیشد . هر انسانی که در جامعه دینی زندگی می کند دارای حقوقی است که می بایست از آن بهره مند شود و این یک اصل مهم و پایه ای در مناسبات حقوقی حکومت اسلامی شمرده می شود . رضایت و ایفای حقوق عمومی شرط اصلی موفقیت نظام است .

«یکی از چیزهایی که رضایت عموم بدان بستگی دارد، این است که حکومت، به چه دیده ای به توده مردم و به خودش می نگرد؟ ... و اعتراف حکومت به حقوق واقعی مردم و احتراز از هر نوع عملی که مشعر بر نفی حق حاکمیت آنها باشد، از شرایط اولیه جلب رضا و اطمینان آنان است .» (77)

رضایت مردم و توجه به نظر آنان، آن قدر مهم است که حضرت امیر علیه السلام به مالک سفارش می کند:

اگر رعیت به تو گمان ستمگری بردند، عذر و دلیلت را برای آنان آشکار کن و با این کار، گمانهایشان را از خود دور کن; زیرا در این کار ریاضت به خود و مهربانی بر رعیت است . (78)

در نظر امام علیه السلام این عامه مردم هستند که می توانند در شرایط سخت و ناگوار و در تنگناها نقطه اتکای حکومت باشند . پس باید به منافع و پاسداشت حقوق آنان اندیشید، امام علیه السلام در تحقق این هدف، به مالک توصیه می فرماید:

بهترین کارها در منظر تو باید میانه روی در حق باشد به گونه ای که دامنه عدالت و پرداخت حقوق فراگیر و گسترده باشد تا این که خشنودی توده مردم به دست آید ... همانهایی که می توانند تو را در رویدادهای حساس و سرنوشت ساز یاری کنند . (79)

مشارکت مردم ضامن تحقق ارکان نظام سیاسی اسلام است . رهبری نظام اسلامی برای به دست گرفتن قدرت و اعمال اکمیت خویش و پیاده کردن صلاحیتهایی که از جانب خداوند دارد، مانند هر رهبر دیگری نیازمند قدرت و توانایی است; بر همین اساس قدرت داشتن از شرایط عمومی تکلیف و مسؤولیت در اسلام قلمداد شده است . اهداف متعالی و انسانی ای که دین برای حکومت ترسیم کرده، محتاج همتی بس بلند نه تنها از سوی کارگزاران و رهبری نظام بلکه از طرف توده هایی است که قاعده این حاکمیت را تشکیل می دهند .

ابزارهایی که حاکمان دینی در راه رسیدن به این اهداف متعالی مورد استفاده قرار می دهند به همان مقدار باید مشروعیت داشته باشند که اصل آرمانها طبق آموزه ها و مبانی دین مشروعند . آنها نمی توانند از هر راهی قدرت و توان لازم را برای نیل به اهداف دینی خود تحصیل کنند و بدیهی است که مجاز نیستند از روشهای سلاطین و طواغیت استفاده کنند . مساعدت و مشارکت مردم یک حق و وظیفه شرعی و ملی برای رهبران اسلامی و تامین کننده قدرت است .

سیره عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام در به رسمیت شناختن حق و آزادی مردم در شارکت سیاسی اجتماعی، دلیلی قاطع بر ضرورت و مشروعیت آن در نظام سیاسی اسلام است . بیعتهای مکرری که در دوران کوتاه حکومت آنان اتفاق افتاد و مشورتهایی که با مردم در پاره ای از امور می کردند، نشانگر این مهم است .

پی نوشت:

1) محقق و نویسنده .

2) منتسکیو، روح القوانین، ص 293 .

3) کارل کوهن، دموکراسی، ترجمه فریبرز مجیدی، ص 184 .

4) محمدجعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، ص 31 .

5) طباطبایی مؤتمنی، آزادیهای عمومی و حقوق بشر، ص 96 .

6) مائده/2 .

7) شوری/38 .

8) آل عمران/159 .

9) نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 164 .

10) همان، شماره 176 .

11) حدید/25 .

12) شعراء/22 .

13) سبا/34 .

14) بقره/247 - 246 .

15) یوسف/55: «قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم » .

16) انعام/57: «ان الحکم الا لله ...» .

17) حج/41 .

18) علی ربانی گلپایگانی، دین و آزادی سیاسی، مجله کلام اسلامی، ش 34 .

19) بقره/30 .

20) ص/26 .

21) نحل/62 .

22) بقره/124 .

23) انبیا/124 .

24) اسراء/71 .

25) نساء/58 .

26) مائده/47 - 44 .

27) بقره/279 .

28) بقره/165 .

29) کهف/59 .

30) هود/131 .

31) یونس/75 .

32) فرقان/21 .

33) اعراف/48 .

34) قصص/4 .

35) دهر/3 .

36) کهف/39 .

37) رعد/11 .

38) سید ابن طاووس، کشف المحجه، ص 180 .

39) ابن الاثیر، الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 193 .

40) نهج البلاغه، نامه 54 .

41) مامقانی، تنقیح المقال، ج 1، ص 186 .

42) نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر .

43) نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص 323 .

44) همان، نامه 67 .

45) مصنفات الشیخ المفید، ج 1، ص 420 .

46) نهج البلاغه، خطبه 216 .

47) یوسف/53 .

48) الفیومی، المصابح المنیر، الاخلاص و الصدق .

49) ابن الاثیر، النهایة .

50) فخرالدین الطریحی، مجمع البحرین .

51) نهج البلاغه، ترجمه جعفر صالح، خطبه 34 .

52) عبدالواحد التمیمی الآمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج 5، ص 157 .

53) همان، ج 6، ص 75 .

54) همان، ص 172 .

55) شیخ صدوق، الامالی، ص 306 .

56) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 71، ص 282 .

57) آل عمران/104، 110 و 114; اعراف/157; توبه/67 ، 71 و 112 .

58) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 403 .

59) شوری/38 .

60) آل عمران/159 .

61) سید محمدباقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظریة و التطبیق، ص 117 .

62) محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 18، ص 169 .

63) نهج البلاغة، ترجمه فیض الاسلام، صص 993 - 992 .

64) همان، ص 996 .

65) همان، ص 983 .

66) صحیفه نور، ج 15، ص 226 .

67) اصل 7 و 100 .

68) اصل 50 .

69) نهج البلاغه، خطبه 34 .

70) محمد محمدی الری شهری، موسوعة الامام علی بن ابیطالب فی الکتاب و السنة و التاریخ، دارالحدیث، قم، 1421 ق .

71) احمد بن یحیی البلاذری، انساب الاشراف، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1417 ق، ج 3، صص 9 - 8 .

72) نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، خطبه 92، ص 85 .

73) همان .

74) ر . ک .: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 1، صص 554 - 553 .

75) نهج البلاغه، خطبه 34 .

76) مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه، صص 119 - 118 .

77) همان .

78) نهج البلاغه، نامه 53 .

79) نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 996 .



::
:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: مبانی آزادی و مشارکت سیاسی در حکومت اسلامی , مشارکت سیاسی در حکومت اسلامی , مشارکت سیاسی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :