تبلیغات
دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل - آزادی اندیشه و بیان از منظر شهید مطهری با استناد به آثار ایشان «بخش دوم»
بهترین راه ترویج افکار مطهری چیست؟





جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
آزادی اندیشه و بیان از منظر شهید مطهری با استناد به آثار ایشان «بخش دوم»
نویسنده : دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل
تاریخ : پنجشنبه 9 آبان 1392

لیبرالیسم و آزادی عقیده

در تفکر لیبرالی هیچ کس بهتر از خود فرد نمی داند که چه چیز به نفع اوست و چه چیز به

ضررش.از قرن 17 به بعد با تعابیری از اندیشه محوری،فردگرایی ملکی

((fles noissessop روبرو می شویم. زندگی فرد به خود او تعلق دارد.این زندگی به

خدا یا دولت تعلق ندارد و می تواند با آن هرطور که مایل است رفتارکند و هر عقیده ای

را که خواست می پذیرد.اما اظهارات شهید مطهری در زمینه آزادی عقیده،درست نقطه

مقابل اندیشه لیبرالیستی است.آنجا که می فرمایند:«در راه واقعی برای سعادت بشر نباید

گفت عقیده یک انسان ولو آن عقیده برمبنای تفکر نباشد،آزاد است....

«21 در نظر استاد بر عکس لیبرالیسم، آزادی هدف نیست و یا عالی ترین هدف

سیاسی نیست که بشود در هر شرایطی آن را محترم شمرد،همانطور که در بحث

فطرت اشاره کردیم،آزادی
برای این است که بتوان به تکامل رسید و در راه تعالی

قدم برداشت.وگرنه در جایی که نتواند این هدف را تأمین
کند،احترامی ندارد.برای

سعادت فرد باید در عقیده او تغییر و تحول به وجود آورد تا او در این راه گام

بردارد،نه
اینکه او را آزاد گذاشت که به شقاوت خود ادامه دهد و راه نجات را

نیابد.پس آزادی عقیده در اینجا مورد ندارد.

 

قدرت و قوت اندیشه اسلامی و بارور شدن آن در مواجهه با شبهات و اندیشه های

 دیگر قدرت و قوت اندیشه
اسلامی وابسته به نیروی ایمان و اعتماد آن است و

بنابر شواهد تاریخی،هیچ گونه مانعی در سر راه آزادی اندیشه
و تفکراصیل

وجود ندارد.«هر مکتبی که ایمان و اعتقادی به خود ندارد،جلو آزادی اندیشه

و آزادی تفکر رامیگیرد.
این گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده خاص

 فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند.
این همان وضعی است که

ما امروز در کشورهای کمونیستی می بینیم در این کشورها،به دلیل وحشتی که از

 آسیب
پذیر بودن ایدئولوژی رسمی وجود دارد، حتی رادیوها طوری ساخته

می شوند که مردم نتوانند صدای کشورهای
دیگر را بشنوند و در نتیجه یک

بعدی و قالبی،آنچنان که زمامداران می خواهند،بار بیایند.من اعلام می کنم که در

رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح

کانالیزه کردن اندیشه ها،خبر و اثری نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل

اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند. «22»

 

استاد در ضمن آثار خویش به اثرات مثبت و پرباری اشاره می کنند که نتیجه

تعاملات عقیدتی در جامعه اسلامی است و به حسیات و زندگانی جامعه اسلامی

منجر می شود.«من در نوشته های خود نوشته ام:من هرگز از پیدایش افراد

  شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی می کنند و مقاله می نویسند، متأثر

که نمی شوم هیچ،از یک نظرخوشحال می شوم.چون می دانم پیدایش این ها سبب

می شد که چهره اسلام بیشتر نمایان بشود.وجود افراد شکاک و افرادی که علیه

دین سخنرانی می کنند،وقتی خطرناک است که حامیان دین آن قدر مرده و بی روح

باشند که درمقام جواب برنیایند؛یعنی عکس العمل نشان ندهند.اما همین مقدار حیات

و زندگی در ملت اسلامی وجود داشته باشد که در مقابل ضربت دشمن عکس العمل

نشان بدهند،مطمئن باشید که در نهایت امر،به نفع اسلام است. «23 »

 

مرز آزادی عقیده کجاست؟ 

استاد شهید در این رابطه به تبیین سلسله مسایلی می پردازد که می شود آزادی عقیده

را به اجبار متوقف ساخت و آن زمان است که تحت پوشش های اغفال گرایانه و توطئه

خیز نیت های شوم که ضد آزادی فرد است،دنبال می شود.ایشان معتقدند:«احزاب و

افراد در حدی که عقیده خودشان را صریحا می گویند،و با منطق خود به جنگ منطق

 ما می آیند،آن ها را می پذیریم.اما اگر بخواهند در زیر لوای اسلام،افکار و عقاید

خودشان را بگویند،ما حق داریم که از اسلام خودمان دفاع کنیم و بگوییم اسلام چنین

چیزی نمی گوید،حق داریم بگوییم به نام اسلام این کاررا نکنید. «24 »

 

اساسا از نظر استاد،آزادی ابراز عقیده و بیان آن.متکی به این است که فکر خودمان

را،یعنی آنچه را واقعاً به آن معتقد هستیم، بگوییم.استاد بر این باور است که«از نظر

اسلام،تفکر آزاد است،شما هرطور که می خواهید بیندیشید،هرطور که می خواهید

عقیده خودتان را ابراز کنید- به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد-ابراز کنید

.هرطور که می خواهید بنویسید،بنویسید،هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد. «35» اکنون

به این مسأله می رسیم که در چه مواردی بشر را باید آزاد گذاشت؟ در چه مواردی

اجبار و تحمیل آن جایز نیست؟

 

استاد با اشاره به آیه «لا إکراه فی الدین قد تبیّن الرّشد من الغیّ «26 »می فرماید:دین

و ایمان اجباری نیست و این آیه می تواند خطاب به پیامبر،ناظر به این مطلب باشد که:

تو از مردم ایمان می خواهی،مگر با اجبار هم می شود کسی را مؤمن کرد؟

 

در قرآن مجید خطاب به پیامبر آمده است: «فذکّر إنما أنت مذکر،لست علیهم بمسیطر

«27 ای پیامبر!وظیفه توگفتن و ابلاغ و یادآوری است.تو که مسلط بر این مردم

نیستی که بخواهی به زور آن ها را مؤمن و مسلمان کنی.

پس بعضی از موضوعات است که خود آن موضوعات زور بردار و اجبار بردار نیست.

طبعی در این گونه مسایل باید مردم آزاد باشند.اصلاً بشر را باید در این مسایل که باید در

آن ها فکر کنند،آزاد گذاشت تا به حدّ رشدو بلوغ اجتماعی برسند که از جمله این ها رشد

فکری است.استاد می فرمایند:

 اگر مردم در مسایلی که باید در آن ها فکر کنند از ترس اینکه مبادا اشتباه بکنند،به هر

طریقی آزادی فکری ندهیم یا روحشان را بترسانیم،این مردم هرگز فکرشان در مسایل

دینی رشد نمی کند و پیش نمی رود.دینی که از مردم دراصول خود تحقیق می خواهد

(و تحقیق هم یعنی به دست آوردن مطلب از راه تفکر و تعقل خواه ناخواه برای مردم

آزادی فکری قائل است. )«28»

 

ایشان متذکر می شوند که رشد یک ملت به این است که آزادش بگذاریم ولو در آن

آزادی ابتدا اشتباه هم بکند،صدبار هم اگر اشتباه بکند باز باید آزاد باشد و الاّ اگر به

بهانه اینکه این ملت رشد ندارد باید به او تحمل کرد،آزادی را برای همیشه از او

بگیرند،این ملت تا ابد غیر رشید باقی می ماند.

 

آزادی اندیشه در جهان اسلام

استاد شهید مطهری در طول زندگی پر خیر و برکت خویش، همواره تلاش کرده اند

تا بستر مناسبی برای نظرات و عقاید مخالف ایجاد شود و در این راه،با چراغ علم،

کج روی ها را نمایان و راه معرفت به اسلام را پرفروغ ساخته اند.ایشان به سابقه

طولانی این گونه نظرات مخالف در جهان اسلام و در فرهنگ و تمدن اسلامی اشاره

کرده،می فرمایند:«از قرن دوم هجری که اختلاط ملل مختلف آغاز شد و برخورد عقاید

و آراء،سخت اوج گرفت،مادّیین در کمال آزادی،عقاید و اندیشه های خویش را در محافل

علمی و در مجالس علنی ابراز می داشتند و دیگران را به پیروی از مکتب خویش دعوت

می کردند.احیاناً در مسجدالحرام و یا مسجد النبی حلقه تشکیل می دادند و به گفتگو درباره

عقاید خویش می پرداختند،این چنین آزادی برای مادّیین در هیچ محیط مذهبی در

جهان سابقه ندارد. «29»

 

لزوم سعه صدر متولّیان و طرفداران دین در پاسخگویی به شبهات

در طول تاریخ،آزادی عقاید و اندیشه ها از آرمان ها و آرزوهای با ارزشی محسوب

می شودو در تاریخ اسلام این چنین بسترهای مناسب را فراوان می بینیم که در نوع

خود بی نظیر و بی سابقه بوده است و مایه درخشندگیو استواری آن شده است و به

دلیل همین آزادی ها بود که اسلام توانست باقی بماند.

 

استاد عزیز شهید مطهری می فرمایند:«اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد

و می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید،امروز دیگر اسلام وجود

نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده است که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف

مواجه شده است. «30»و در پایان به توصیه گران قدر ایشان خطاب به جوانان و

طرفداران اسلام می پردازیم: «من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که

خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی،جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است.از اسلام

فقط با یک نیرومی شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و

مواجهه روشن و صریح با آن ها «31» و به این نتیجه گیری خواهیم رسید که آنچه که

حاصل بسط و اهمیت دهی به مقوله آزادی اندیشه و بیان است،همانا پرهیز از انسداد فکری

و خفقان اندیشه های اصیل است و راه پاسداری از آن بهره گیری از سلاح علم و تقوی است.



منابع مقاله: نشریه اندیشه صاد ش 6و7، رستمی، محمد ؛




::
:: مرتبط با: مقالات تکمیلی کتاب آزادی انسان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :