تبلیغات
دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل - آزادی اندیشه و بیان از منظر شهید مطهری با استناد به آثار ایشان «بخش اول»
بهترین راه ترویج افکار مطهری چیست؟





جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
آزادی اندیشه و بیان از منظر شهید مطهری با استناد به آثار ایشان «بخش اول»
نویسنده : دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل
تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1392

 چکیده:

 هر موجود زنده ای که می خواهد راه رشد و تکامل را طی کند یکی از احتیاجاتش آزادی

است،انسان های آزادانسان هایی هستند که با موانعی که در جلوی رشد و تکاملشان هست

مبارزه می کنند. اساسا از نظر استاد آزادی ابراز عقیده و بیان متکی به این است که فکر

خودمان را یعنی آنچه واقعاً به آن معتقد هستیم بگوییم.در تفکر لیبرالیسم زندگی هر فرد به

خود او تعلق دارد و این زندگی به خدا یا دولت تعلق ندارد و فرد می تواند هرعقیده ای که

خواست بپذیرد.در حالیکه در نظر استاد بر عکس لیبرالیسم آزادی هدف نیست یاعالی

 ترین هدف سیاسی نیست که بشنود در هر شرایطی آن را محترم شمرد.از نظر استاد

اگر به مردم در مسائلی که باید در آن ها فکر کنند از ترس اینکه مبادا اشتباه کنند به هر

طریقی آزادی فکریندهیم هرگز فکرشان در مسائل دینی رشدنکرده و پیش نمی رود.استاد

شهید مطهری در طول زندگی پر خیر و برکت خود همواره تلاش کردند تا بشر مناسبی

برای نظرات و عقاید مخالف ایجاد شود.اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و با

صراحت با افکار مخالفمواجه شده است. «الرحمن،علم القرآن خلق الانسان علمه البیان ...

آزادی و اقسام آن

 هر موجود زنده ای که می خواهد راه رشد و تکامل را طی کند،یکی از احتیاجاتش آزادی

استو در این میان انسانو رشد و پرورش او نیازمند برخورداری از آزادی و مواهب آن

است.انسان های آزاد انسان هایی هستند که باموانعی که در جلوی رشد و تکاملشان هست

مبارزه می کنند.انسان هایی هستند که تن به وجود مانع نمی دهند

 

  •  آزادی اجتماعی

 انسان،گذشته از آزادی هایی که گیاهان و حیوانات به آن نیازمندند،یک سلسله نیازمندی

های دیگری هم دارد کهما آن را به دو نوع تقسیم می کنیم،یک نوع آزادی اجتماعی است.

یعنی بشرباید در اجتماع از ناحیه سایر افراداجتماع آزادی داشته باشد،دیگران مانعی در

راهرشد و تکاملاو نباشند،او را محبوس نکنند،به حالت یک زندانی درنیاورند که جلوی

فعالیتش گرفته شود،دیگراناو را استثمار نکنند،استبعاد نکنند،در نص قرآن مجید،یکی از

هدف هایی که انبیاء داشته اند این بوده که به بشر آزادی اجتماعی بدهند.در یکی از این

آیات آمده است:«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا

نشرک به شیئا و لا نتخذبعضنا بعضا اربابامن دون الله یک،جمله این آیه این است «الا نعبد

الا الله و لا نشرک به شیئا در مقام پرستش،جز خدای یگانه چیزیرا پرستش نکنیم.جمله دوم

«و لا نتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله، اینکه هیچ کدام از ما دیگری را بنده و برده

خویش ندانیم و هیچ کس هم یک نفر دیگررا ارباب و آقای خود نداند،ناظر به آزادی

اجتماعی انسان از جانب دیگر افراد اجتماع است.

 

  • آزادی معنوی

 نوع دیگر آزادی،آزادی معنوی است که بیشتر از هرچیز دیگر ارزش دارد.آزادی

اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست و درد امروز جامعه بشری این است

که می خواهد آزادی اجتماعی را تامین کند ولی به دنبال آزادی معنوی نمی رود.«این

آزادی همان است که در زبان دین،«تزکیه نفس» و«تقوا»گفته می شود.استاد در ارتباط

با این مساله به ذکر جمله باارزشی از امام علی(ع)می پردازد که«ان تقوی الله مفتاح

سداد و ذخیره معاد و عتق من کل ملکه نجاه من کل هلکه» بشر باید در ناحیه وجود

خودش،در ناحیه روح خودش آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادی بدهد.

 

تفکر

 یکی از مقدس ترین استعدادهای بشر که بسیار نیازمند آزادی است تفکر است. بهترین

قسمت از انسان کهلازم است پرورش پیدا کند،تفکر است و قهرا چون این پرورش

نیازمند به آزادی یعنی نبودن سد و مانع درجلوی تفکر است،بنابراین انسان نیازمند

به آزادی در تفکر است،تفکر لازمه بشریت است و اسلام نه تنها آزادی تفکر داده

بلکه تفکر را یکی از واجبات دانسته که از عبادات محسوب می شود.

 

اصل فطرت 

اصل فطرت اصلی است که در معارف اسلامی،اصل مادر شمرده می شود.

«حقیقت این است که آزادی انسانی،جز با نظریه فطرت،یعنی اینکه انسان در مسیر

حرکت جوهری عمومی جهان با بعد دیگری به جهان می آید وپایه اولی شخصیت او

را همان بعد می سازد و سپس تحت تاثیر عوامل محیط تکمیل می شود و پرورش می یابد،

قابل تصور نیست این بعد وجودی است که به انسان شخصیت انسانی می دهد تا آنجا که

سوارو حاکم بر تاریخمی شود و مسیر تاریخ را تعیین می کند استاد بر این نکته تاکید

می ورزد که انسان در وجود خویش ازخطا واشتباه مصون نیست،اما سرانجام به حکم

فطرتمی تواند راه خویش را بازیابد.«حکم فطرت در نهایت امرتخلف ناپذیر است و انسان

پس ازیک سلسله چپ و راست رفتن ها و تجربه ها،راه خویش را می یابد و آن را رها

نمی کنداما ضرورت بحث این اصل در اینجا به خاطر این است که چون بنا بر اصل

فطرت روانشناسی انسان بر جامعه شناسیانسان تقدم دارد و جامعه شناسی انسان از

روان شناسی او مایه می گیرد و از طرفی«روح جمعی جامعه وسیله ای است که فطرت

نوعی انسان برایوصول به کمال نهایی خود انتخاب کرده استلذا می توان از این رهگذر

به اهمیت وابستگی آزادی معنوی و تقدمآن بر آزادی اجتماعی اشاره کردکه فطرت انسان

برای وصول به کمال نهایی خود انتخاب می کند.

 

محورهای آزادی اندیشه و بیان از منظر شهید مطهری 

 

تفاوت آزادی فکر و آزادی عقیده و اشتباه اعلامیه جهانی حقوق بشر ؛ در این باب فرق

است میان فکر و تفکر و میان عقیده.تفکر قوه ای است در انسان ناشی از عقل داشتن.

انسان چون یک موجود عاقلی است،موجود متفکری است،قدرتدارد در مسائل فکر کند،به

واسطه تفکری که در مسایل می کند حقایق را تا حدودی که به رایش مقدور است،کشف

می کند.اما عقیده چطور؟«ممکن است مبانی اعتقاد انسان،مبانی دل بستن انسان،مبانی

انعقاد روح انسان همان تفکر باشد.در این صورت عقیده اش برمبنای تفکر است.ولی گاهی

انسان به چیزی اعتقاد پیدا می کند و این اعتقاد بیشتر کار دل است،کار احساسات است نه

کار عقل.استاد در ادامه این سوال را مطرح می کند که«آیا بشر از نظر دلبستگی ها باید

آزاد باشد؟این دلبستگی هاست که در انسان تعصب و جمود و خمود وسکون به وجود

می آورد و اساسا اغلب عقیده است و پای فکر را می بندد.و نقدی که استاد به ماده نوزدهم

اعلامیه جهانی حقوقی بشر وارد می کنند از همین رویکرد است.

در این ماده آمده است:«هرکسی که حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن

است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد،در کسب اطلاعات و افکار و

در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

 

آزادی دین و آزادی عقیده

 

علت اینکه در دنیای اروپا،آزادی دین و آزادی عقیده را اینطور فرض کرده اند که عقیده

بشر باید به طور کلی آزاد باشد،بخشی از آن را می توان عکس العمل جریان تفتیش عقاید

کلیسا دانست.کلیسا که یک مرکز قدرتمند محسوبمی شد می آمد تجسس می کرد ببیند آیا

کسی در مسائلی که کلیسا درباره آن اظهار نظر کرده است،فکری خلاف دارد یا نه؟

ولو فکر او فکر علمی و فلسفی و منطقی بود،تا می دیدند چنین فکری پیدا شد،فورا آن

را به عنوان یک جرم بزرگ تلقی می کردند و به محکمه اش می کشاندند و شدیدترین

مجازات ها از نوع سوختن زنده زنده را در مورد اواعمالمی کردند.استاد در جایی دیگر

گرایش به مادیگری را از نتایج سیاست های مستبدانه کلیسا برمی شمرد.«کلیسا چه از

نظرمفاهیم نارسایی که در الهیات عرضه داشت و چه از نظر رفتار غیرانسانی اش با

توده مردم،خصوصا طبقه دانشمندان و آزادفکران،از علل عمده گرایش جهان مسیحی-

و به طورغیر مستقیم جهان غیر مسیحی- به مادیگری است. اما ایشان معتقد هستند که

نظر اسلام منافاتی با مساله آزادی ندارد و به معنای اختناق و خفقان اجتماعی نیست،

زیرا می فرمایند:«از نظر اسلام،مفاهیم دینی همیشه مساوی آزادی بوده است،درست

برعکس آنچهدر غرب جریان داشته،یعنی اینکه مفاهیم دینی مساوی با اختناق ا

جتماعی بوده است.

 

منابع مقاله: نشریه اندیشه صاد ش 6و7، رستمی، محمد ؛

 



::
:: مرتبط با: مقالات تکمیلی کتاب آزادی انسان ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Foot Issues دوشنبه 16 مرداد 1396 06:33 ب.ظ
Good post. I'm facing many of these issues as well..
http://ouidakaupu.wordpress.com/ جمعه 13 مرداد 1396 12:41 ب.ظ
It is truly a nice and useful piece of info. I am glad that you just shared
this useful info with us. Please keep us up
to date like this. Thanks for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :