تبلیغات
دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل - ضرورت آزادی «بخش سوم»
بهترین راه ترویج افکار مطهری چیست؟





جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
ضرورت آزادی «بخش سوم»
نویسنده : دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل
تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392

فطرت عاشقانه

انسان دارای فطرتی علم جو است و به همین سبب در پی کشف حقیقت خود و ادراک و شهود خویشتن خویش است و در این راه درمی یابد که ورای جسم مادی او واقعیتی دیگر نهفته است که او را از حوزه طبیعت مادی خارج می کند و سپس نتیجه می گیرد که آن حقیقت غیرمادی، لوازم و احکامی غیر از موجودیت مادی او دارد. یعنی، علاوه بر ظاهر، باطن و معنویتی نیز هست که درک آن بستگی تنگاتنگی با میزان علم و آگاهی او دارد....

فطرت عاشقانه

انسان دارای فطرتی علم جو است و به همین سبب در پی کشف حقیقت خود و ادراک و شهود خویشتن خویش است و در این راه درمی یابد که ورای جسم مادی او واقعیتی دیگر نهفته است که او را از حوزه طبیعت مادی خارج می کند و سپس نتیجه می گیرد که آن حقیقت غیرمادی، لوازم و احکامی غیر از موجودیت مادی او دارد. یعنی، علاوه بر ظاهر، باطن و معنویتی نیز هست که درک آن بستگی تنگاتنگی با میزان علم و آگاهی او دارد. پس با فطرت عالمانه، نخست خود را درک می کند و آنگاه به درک رب خویش نایل می شود و به نقص و نیاز خود و کمال و غنای خالق خویش پی می برد.

از تفحص در آثار مختلف حضرت امام می توان چنین استنباط کرد که یکی از اموری که انسان به آن مفطور است فطرت عاشقانه است. در آداب الصلوة می نویسند:

در فطرت تمام موجودات حب ذاتی و عشق جبلی ایداع و ابداع فرموده، که به آن جذبه الهیه و آتش عشق ربانی متوجه به کمال مطلق و طالب و عاشق جمیل علی الاطلاق می باشد و برای هر یک از آنها نوری فطری الهی قرار داده که به آن نور، طریق وصول به مقصد و مقصود دریابند. (24)

در قسمت بعد به توضیح و تبیین «جذبه الهیه » و «آتش عشق ربانی » می پردازند و از آن دو به «نار» و «نور» تعبیر می کنند و یکی را رفرف وصول و دیگری را براق عروج می خوانند. (25)

از منظر امام، همه انسانها دلبسته و سرگشته جمال مطلقند، گمشده ای جز او و تمنایی غیر او ندارند، و در دیوان خود می گویند:

جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا (26)

و یا

به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا (27)

در مکتب امام، رسیدن به محبوب و دیدار جمال او خواسته فطری بشر است و ریشه در پیمان روز الست دارد:

عشق جانان ریشه دارد در دل از روز الست عشق را انجام نبود چون ورا آغاز نیست (28)

از دید امام، انسان هم زاده عشق است و هم مفتون آن:

مازاده عشقیم و پسر خوانده جامیم (29)

و جانبازی در راه معشوق را بازی کودکانه می دانند که در اوایل سیر برای سالک کوی حقیقت دست می دهد:

در ره معشوق جان را باختن بازی طفلانه می دانیم ما

یکی از علمای اهل معرفت در این باره گوید:

هیچ دلی نیست که از لمعه محبت در آن نوری نه و هیچ سری نیست که از نشات آن در او شوری نه. (30)

باری، عشق جوهره وجودی انسان است و علت آفرینش کاینات، و به تعبیر امام در مصباح الهدایه، «فان بالعشق قامت السموات » (31) آسمان بر پایه عشق استوار است.

و دیگری می گوید:«لولا العشق ماتکون متکون » (32) اگر عشق نبود هیچ موجودی تحقق پیدا نمی کرد. بنابراین حرکت عالم از نیستی به هستی برخاسته عشق است.

از دیدگاه حضرت امام، عشق حقیقتی است که با جان بندگان عجین شده، با آن زاده می شوند و با آن به معشوق می رسند:

عشق جانان ریشه دارد در دل از روز الست (33)

و یا:

ساکنان در میخانه عشقیم مدام از ازل مست از آن طرفه سبوییم همه (34)

با این تعریف، جز از طریق عشق به محبوب نتوان رسید که:

جز عشق تو را رهرو این منزل نیست

کوتاه سخن آنکه، همه موجودات خواهان جمال مطلقند و جمال محدود و ناقص خواسته فطرت نیست. پس جمال می طلبند آن هم جمال مطلق و تا به معشوق فطری خویش نرسند آرام و قرار نمی یابند. پس حب به خود و حب به کمال و جمال مطلق و آرامش در کنار محبوب و معشوق، خواسته فطرت عاشقانه انسان است و یافتن راه عشق پاسخی است به خواسته فطرت.

فطرت، طینت و تربیت

حضرت امام(س) مساله فطرت را از جنبه دیگری مورد بررسی قرار داده اند و معتقدند که اولا فطرت و احکام آن (35) از لوازم وجود است که در اصل طینت و خلقت آدمی نهاده شده است، و همه انسانها در آن، اتفاق نظر دارند اما علی رغم این همداستانی در مساله فطرت بعضی از آن غافلند. قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره دارد که «ولکن اکثر الناس لایعلمون » مگر اینکه هشداردهنده ای آگاه از این حقیقت پرده بردارد و موجب بیداری و آگاهی آنان شود سپس می فرمایند، هیچ چیزی نمی تواند بر این فطریات اثر بگذارد و آنها را دگرگون سازد. (36)

ثانیا، «لاتبدیل لخلق الله ... ذلک الدین القیم »، چیزی آنها را تغییر نمی دهد. بدین ترتیب فطرت هرکس، همان نحوه وجودی او، و در واقع حقیقت اوست و نظر به اینکه ذاتی شی ء، تبدل پذیر نیست (37) فطرت نیز تغییرپذیر نخواهد بود و اما اشتغالات مادی و نفسانی، فطرت انسان را در حجاب فرومی برد (38) و تنها راه رهایی و نجات از این حجابها پرورش فطرت است و تا زمانی که توفیق چنین عملی حاصل نشود همچنان محجوب باقی خواهد ماند. (39) .

در اینجا ذکر این نکته لازم است که برای خروج از حجابهای ظلمانی می توان از سفر به درون خویش مدد جست:

بیا با هم به سوی وجدان برویم که ممکن است راهی بگشاید (40)

راه دیگر راه مجاهده و تزکیه و تصفیه با تمسک به هدایت پروردگار است:

زیرا خروج از این منزل علاوه بر مجاهدات، محتاج به هدایت حق تعالی است و اگر این هدایت شامل حال بنده نشود رستگار نمی شود. (41)

انسان با فطرتی پاک، عاشق، کمال جو و ... پا به عرصه هستی می گذارد; ولی برای شکوفایی این ویژگیهای نهفته در وجود خویش نیاز به تعلیم و تربیت و تلاش و مجاهده دارد تا بتواند جامه حقیقی انسانی بر تن کند و به عبارت دیگر انسانی متعالی شود و نکته ای که از سخنان امام برمی آید توجه به حق و استمداد از خداوند است زیرا بشر لحظه به لحظه برای تحقق آرمانهای خویش به لطفی ویژه از جانب رب کریم نیازمند است; همانگونه که در ایجاد و بقای هستی خود به او نیاز دارد، در کسب فضایل و زدودن رذایل نیز همواره محتاج پروردگار و لطف و احسان اوست. انسان طالب کمال برای رفع حجابها از صمیم قلب می گوید:

الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقة بعز قدسک (42)

خدایا کمال انقطاع از خلق را به سوی خودت به من عطا کن و دیده دل ما را با روشنایی نگاهش به سوی تو نورانی فرما، تا جایی که پرده های نور را دریده و به معدن عظمتت راه یابد و روانهای ما به عز قدس تو تعلق یابند. به تعبیر امام:

این کمال انقطاع، خروج از منزل خود و خودی و هرچه و هرکس، و پیوستن به اوست و گسستن از غیر. (43)

این همان هبه الهی است که پس از طی مراحل به اولیای خلص عطا می شود و گوشه چشمی است که از جانب معبود به آنان افکنده می شود. از دیدگاه امام چشم قلب تا به نظره حق تعالی منور نشود خرق حجب نتواند کند و «تا این حجب باقی است راهی به معدن عظمت نیست و ارواح، تعلق به عز قدسی را درنیابند و مرتبت تدلی حاصل نیاید (ثم دنی فتدلی). (44)

از منظر امام، انسان پس از «صعق و اندکاک جبل هستی » (45) به مرتبه و مقامی می رسد که حق تعالی با او نجوا می کند (46) از این رو پیر طریق ما چنین رهنمود می دهد که:

صوفی ز ره عشق صفا باید کرد عهدی که نموده ای وفا باید کرد تا خویشتنی، به وصل جانان نرسی خود را به ره دوست فنا باید کرد (47)

احکام فطرت

حضرت امام، فطرت را دارای احکامی می دانند که با بهره گیری از بیانات ایشان به شرح هریک می پردازیم.

1) پذیرش مبدا هستی و کامل مطلق

از منظر امام، انسان فطرتا طالب کمالی است که نقص نداشته باشد، عاشق جمالی است که عیبی چهره او را مخدوش نسازد، عاشق علمی است که جهل در او راه نداشته باشد، قدرت و سلطنتی را خواهان است که عجز همراه آن نباشد و بالاخره حیاتی را طالب است که هرگز فنا نپذیرد، از این رو اگر عالمی را می ستاید و دل به او می بندد هرگاه اعلمی را بیابد او را برمی گزیند و اگر جمال رخسار دلفریبی او را فریفته است هرگاه زیباتری یافت شود گوی سبقت در دلربایی از او می ستاند. این خاصیت فطرت است که متوجه الیه او کمال مطلق است و از دیدگاه حضرت امام این عشق درمیان تمامی افراد بشر از هر ملت و نحله ای وجود دارد و در خمیره آنان است و در همه حرکات و سکنات آنان موج می زند. (48) گرچه گاه در تشخیص مصداق دچار اشتباه می شوند زیرا همواره حجابهای ظلمانی و نورانی وجود دارند که انسان را به اشتباه می اندازند و امر ناقص را کامل جلوه می دهند. (49)

اما به محض درک نقص و یافتن معشوق و معبودی کاملتر متوجه او می شوند و خود این پویایی و خرسند نماندن به معبودی ناقص دلیل بر وجود معبود کامل است. بنابراین معشوق مطلق، معشوق بی عیب و نقص، معشوق ابدی و فناناپذیر مطلوب نهایی همه افراد بشر است و زبان حال همه آدمیان این است که:

ما عاشق جمال مطلق هستیم، ما حب به کمال و جلال مطلق داریم. ما طالب قدرت مطلقه و علم مطلق هستیم. (50)

امام پس از بیان مقدماتی نتیجه می گیرند که این عشق فعلی، معشوق فعلی می خواهد و هرگز نمی تواند چنین معشوقی امری متوهم و خیالی باشد; زیر امر موهوم، ناقص است و چنانچه گفته شد امر ناقص نمی تواند متوجه الیه فطرت باشد. پس عاشق فعلی و عشق فعلی جز با معشوق فعلی امکان پذیر نیست و جز ذات کامل، معشوقی نمی تواند فطرت بشر را راضی سازد. بنابراین لازمه عشق به کمال مطلق، وجود کامل مطلق است. از این رو به تعبیر حضرت ایشان، ترنم آگاهان طریق هدایت و مژدگانی بیدارشدگان از خواب غفلت این است که معبودی داریم زوال ناپذیر. معشوقی داریم بی نقص و مطلوبی داریم بی عیب. منظوری که «الله نورالسموات و الارض » است و محبوبی که سعه احاطه اش «لو دلیتم بحبل الی الارضین السفلی لهبط علی الله » است. (51)

2) پذیرش توحید

تنفر و بیزاری ازنقص یکی دیگر از امور فطری است. طالب کمال مطلق از هر گونه نقص و عیبی بیزار است و از آنجا که هر کثیر و مرکبی محدود است، در نتیجه ناقص است و فطرت از آن دوری می جوید، بنابراین طالب کمال مطلق خواهان معبود یگانه است. با پذیرش این مقدمات فطری (میل به کمال مطلق، تنفر از نقص، ناقص بودن مرکب) می توان چنین نتیجه گرفت که متوجه الیه فطرت «واحد» است و «احد». (52)

3) پذیرش اوصاف معبود

پس از پذیرش معبود یگانه، اوصاف شش گانه معبود مطلق که در قرآن کریم در سوره توحید بدان اشاره شده و بر مبنای اصول فطری است چنین است: 1) الوهیت; 2)احدیت ; 3) صمدیت; 4) عدم انفصال چیزی از او; 5) عدم انفصال او از چیزی; 6) نداشتن کفو و همتا.

اینک به شرح مختصری درباره هر یک از این اوصاف می پردازیم که حضرت امام پذیرش آنها را فطری می دانند.

الوهیت محبوب یعنی محبوب هویت مطلقه ای است که کامل مطلق و مبرا از هر گونه نقص و کاستی است; زیرا در غیر این صورت محدود و ناقص است. او بسیط است و در عین بساطت جامع جمیع کمالات است. این بسیط یگانه «احد» است و از آنجا که لازمه احدیت واحدیت است، پس حضرت محبوب «احد» است و «واحد» و چون از هر گونه عیب و نقص مبرا و به همه اوصاف کمالیه متجلی است، پس «صمد» (سرشار و توپر) است و به تعبیر دیگر قائم به نفس و بی نیاز از غیر است و متعالی از کون و فساد (53) است و چون مبدئی ندارد و از چیزی متولد نشده بلکه خود مبدا و مرجع تمام خیرات و موجودات است و تولیدی نیز ندارد، بنابراین به صفت «"لم یلد» و «لم یولد» متصف است و از آنجا که شان و حقیقت «هویت مطلقه » تکررپذیر نیست - زیرا تکرر دلیل نقص است و برای کامل مطلق تصور ناشدنی است - پس کفو ندارد. بنابراین « لم یکن له کفوا احد» صفت محبوب مطلق است.

حضرت امام پس از بیان این صفات شش گانه برای هویت مطلق(الله) که معبود فطری بشر است نتیجه می گیرند که:

سوره توحید از احکام فطرت است. (54)

در جایی دیگر اشاره می فرمایند که فهم این سوره برای متعمقین آخرالزمان وارد شده است. (55)

حضرت امام در آداب الصلوة در توضیح و تبیین بیشتر این اوصاف می گویند:

این سوره با کمال اختصار مشتمل بر جمیع شؤون الهیه و مراتب «تسبیح » و «تنزیه » است و در حقیقت نسبت حق تعالی است به آنچه ممکن است در قالب الفاظ و نسج عبارات وارد شود، و باز توجه می دهند که این آیات خروج از حدین - یعنی حد «تنزیه » و «تشبیه »- است. (56)

4) ادای احترام نسبت به منعم

حضرت امام محترم شمردن منعم و ولی نعمت را از امور فطری بشر می دانند و معتقدند انسان، به طور طبیعی و فطری به کسی که به او نیکویی کرده است گرایش داشته و او را گرامی می دارد. بنابراین گذشته از شناخت ولی نعمت، محترم شمردن کسی که «وجود» و هستی انسان را به او ارزانی داشته امری طبیعی و فطری است (57) و می افزایند که:

معلوم است هرچه نعمت بزرگتر باشد و منعم در آن انعام بی غرض تر باشد، احترامش در نظر فطرت لازم تر و بیشتر است. (58)

5) پذیرش نبوت و کتاب هدایت

اگر پذیرفتیم که انسان با یک سلسله حقایق کمالیه به دنیا می آید و می باید با عقل و خرد این امور فطری بالقوه را علیت ببخشد تا دعوی انسانیت و اشرفیت او بر همه آفریده ها به ثبوت رسد در این صورت بهترین هادی و معلم او است; اما از طرف دیگر می دانیم که عقل نیز حدود و محدوده خاصی دارد و بیشتر حکما و متفکران در میزان کارآیی و گستردگی عقل سخنها گفته اند. با آنکه عقل را پیامبر درون می خوانند; اما معتقدند برخی از مسائل و احکام و حقایق عالم هستی از حوزه معرفت عقل بیرون است و عقل قادر به شناخت آنها نیست. بنابراین اتصال او را به عالمی مافوق و استمداد او از آن عالم را ضروری می دانند چنانکه فارابی، معلم ثانی و حکیم ایرانی، پس از ذکر خصایص زعیم مدینه فاضله که آن را به منزله عقل برای بدن می داند، این سروری و زعامت را شایسته انبیای الهی و فرستادگان خاص خداوند می داند. از دیدگاه او «نبی » انسانی است که با عقل فعال که همان «روح القدس » و «ملک وحی » است اتصال یافته و با استمداد و مشارکت آن به تدبیر عالم هستی می پردازد. (59) ابن سینا، فیلسوف شهیر ایرانی، نیز در توضیح معاد جسمانی خود را از تبیین عقلانی آن عاجز می بیند و علت آن را ناتوانی عقل می داند و جسمانی بودن معاد را تنها به دلیل ارزشی که برای «وحی » قائل است از طریق وحی می پذیرد. بدین ترتیب عقل که خود همواره فرمان می راند، فرمان پذیری را شرط عقل می داند و در مقابل به «وحی » گردن می نهد; یعنی «عقل » به ناتوانایی خود اعتراف می کند و با فرمان پذیری و اتصال به ملک «وحی » به تعالی خویش همت می گمارد و از آنجا که هر انسانی با آنکه خود را برخوردار از عقل می داند اما هرگز خود را مصون از خطا و اشتباه نمی داند فطری بودن «دین » ثابت می گردد. بنابراین فطرت، به حضور «نبی » به عنوان انسان کامل مرتبط با عقل فعال و حضور ملائکه به عنوان رسانندگان پیام الهی و انزال کتب آسمانی، کتاب هدایت و ائمه اطهار به عنوان مفسرین کتاب آسمانی و هشداردهنده آفات و خطرات اذعان دارد و اینها مسائلی است که فطرت غیر محجوبه به ضرورت آنها حکم می راند. (60)

6) پذیرش معاد

حضرت ایشان برای تبیین نظر خود یعنی فطری بودن معاد به دو دلیل فطری تمسک می جویند:

الف) عشق به آسایش و آرامش بی شوب، خواسته همیشگی انسان است و این خواسته را در هرکس و در هر چیز تصور کند به دنبالش روان خواهد شود و از آنجا که چنین آسایش و آرامش مطلوب انسان، در این دنیا که دار تزاحم است، با همه نعمتهای بیکرانش، امکان پذیر نخواهد بود و با تجربه درمی یابد که هرچه بیشتر می جوید کمتر می یابد، زیرا لذتهای دنیوی با آلام و شداید همراه است، پس آن خواسته فطری که آسایش ابدی و مطلق است در این دنیا دست نیافتنی است. بنابراین باید در مکانی دیگر محقق شود آسایشی که با درد و رنج آمیخته نباشد و استراحت مطلق و بی آلایش در آنجا مفهوم و معنی پیدا کند. آن مکان، عالم کرامت و ساحت نعمتهای بیکران ذات مقدس الهی است. (61)

ب) حریت و آزادی قدرت عمل داشتن و نفوذ اراده نیز از اموری است که انسان همواره خواستار و مفطور به آن است، و چون این خواسته فطری در این دنیا ظهور تام و تمام ندارد، بنابراین عالمی را می طلبد که در آن عالم، «فعال مایشاء» و «حاکم مایرید» باشد و اراده او ساری و جاری بوده «کن » او چون امر خالق به فعلیت برسد و «یکون » گردد.

از منظر امام:جناح عشق به راحت و عشق به حریت دو جناحی است که به حسب فطرت الله غیر متبدله در انسان به ودیعه گذاشته که با آن انسان طیران کند و به عالم ملکوت اعلی و قرب الهی راه یابد.

در پایان، پندی پدرانه از پیر طریق را حسن ختام این مقال می آوریم:

ای سرگشتگان وادی حیرت، و ای گمشدگان بیابان ضلالت! نه بلکه ای پروانه های شمع جمال جمیل مطلق، و ای عاشقان محبوب بی عیب بی زوال، قدری به کتاب فطرت رجوع کنید و صحیفه کتاب ذات خود را ورق بزنید که با قلم قدرت، فطرت الهی در آن مرقوم است: «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض ». (62)

پی نوشتها:

× ) عضو هیات علمی و مدیر گروه عرفان اسلامی، پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی.

1 ) علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، جلد 8، صص 404 و407 در این زمینه بحث کرده اند.

2 ) به نقل از الفبای فلسفه جدید تالیف دکتر ذبیح الله جوادی. ص 111.

3 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، تهران: چاپ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص 179.

4 ) همان، ص 179.

5 ) همان، ص 180.

6 ) روح الله موسوی خمینی، ره عشق، تهران: مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی، ص 11.

7 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، حدیث 11، ص 180.

8 ) روح الله موسوی خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)،1377، ص 76.

9 ) همان، ص 77.

10 ) روح الله موسوی خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 77.

11 ) روح الله موسوی خمینی، مصباح الهدایه، انتشارات پیام آزادی، آذر ماه 1360، ص 77.

12 ) روح الله موسوی خمینی، ره عشق، ص 100.

13 ) محی الدین بن عربی، فصوص الحکم، فص محمدی، انتشارات مکتبة الزهرا، ص 215.

14 ) داود بن محمود قیصری، شرح فصوص قیصری در شرح فص محمدی، انتشارات انوار الهدی،1416 ق، ص 462.

15 ) حدیث قدسی که خداوند به حضرت داود می فرماید.

16 ) آیت الله مطهری، فطرت، انتشارات صدرا، پاییز 1375، ص 78.

17 ) برخی از بزرگان ابلیس را از جنس فرشتگان ندانسته اند; اما با توجه به آیات شریفه که از سجده ملائکه بر انسان خبر می دهد شیطان (ابلیس) در زمره ملائکه محسوب شده است «و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ». بقره(2): 34.

18 ) نجم الدین رازی، مرصاد العباد، ص 88 -87.

19 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص 631.

20 ) روح الله موسوی خمینی، مصباح الهدایه، ص 60 - 61.

21 ) همان، ص 111، در بحث لزوم حفظ مقام عبودیت در تقدیس.

22 ) محی الدین بن عربی، فصوص الحکم، فص آدمی، ص 50: «فهو الانسان الحادث الازلی ».

23 ) غلامحسین ابراهیمی دینانی، قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، جلد3، صص 249 - 251.

24 ) روح الله موسوی خمینی، آداب الصلوة، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص 288.

25 ) همان.

26 ) دیوان امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ص 41.

27 ) همان.

28 ) همان، ص 65.

29 ) همان، ص 167.

30 ) ملااحمد نراقی، معراج السعاده، ص 717.

31 ) روح الله موسوی خمینی،مصباح الهدایه، ص 160.

32 ) ملا عبدالرحیم دماوندی، رساله اسرار حسینی، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، تحقیق از سید جلال الدین آشتیانی، جلد3، ص 765.

33 ) دیوان امام، ص 65.

34 ) همان، ص 179.

35 ) در مبحث آتی به تفصیل به این احکام اشاره شده است.

36 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص 180.

37 ) همان، ص 181.

38 ) همان.

39 ) همان.

40 ) روح الله موسوی خمینی، محرم راز، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص 23.

41 ) همان.

42 ) مناجات شعبانیه.

43 ) ره عشق، ص 12.

44 ) همان.

45 ) همان.

46 ) همان، (و به تعبیر امام(س) نجوای سری. گرچه خود نجوا گفتگوی محرمانه است ولی گویا در این مرحله فراتر رفته و نجوای سری دارد).

47 ) روح الله موسوی خمینی، ره عشق، ص 12.

48 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص 182.

49 ) روح الله موسوی خمینی، ره عشق، ص 11.

50 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص 184.

51 ) اگر با ریسمانی به ژرفنای زمین فرو فرستاده شوید، بر خداوند فرود می آیید:اافیض کاشانی، علم الیقین، قم: انتشارات بیدار، جلد 1، 1358، مقصود او2ل، باب 3، فصل 5، ص 54.

5 ) همان، ص 185.

53 ) روح الله موسوی خمینی، آداب الصلوة، ص 315.

54 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص 185.

55 ) روح الله موسوی خمینی، آداب الصلوة، ص 312.

56 ) همان، ص 314.

57 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص 187.

58 ) همان، ص 10.

59 ) ابونصر فارابی، السیاسة المدنیة، ترجمه دکتر سیدجعفر سجادی، تهران: انتشارات انجمن فلسفه ایران، 1358، ص 156.

60 ) روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص 186.

61 ) همان.

62 ) همان، ص 184.



::
:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: فطرت عاشقانه , فطرت.طینت و تربیت , ضرورت آزادی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What makes you grow taller during puberty? یکشنبه 15 مرداد 1396 11:15 ق.ظ
Why people still make use of to read news papers when in this technological globe the whole thing is accessible
on web?
tameikasherill.jimdo.com جمعه 13 مرداد 1396 12:12 ب.ظ
Hey there! I know this is sort of off-topic but I needed to ask.
Does managing a well-established blog such as yours
require a large amount of work? I'm brand new to operating a blog but I do write in my journal every day.

I'd like to start a blog so I can easily share my
own experience and views online. Please let me know if you have any kind of
suggestions or tips for brand new aspiring blog
owners. Appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :