تبلیغات
دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل - آزادی معنوی «بخش سوم»
بهترین راه ترویج افکار مطهری چیست؟





جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
آزادی معنوی «بخش سوم»
نویسنده : دبیرخانه بینش مطهر استان اردبیل
تاریخ : پنجشنبه 14 شهریور 1392
نتیجه آزادی اخلاقی در اسلام

در اسلام اصولا آزادی اجتماعی بدون آزادی اخلاقی و معنوی میسر نیست . آزادی اخلاقی، بریدن خاطر از وابستگی به ماسوی الله است; «چیزی که تو در بندآنی، بنده آنی .»......


در اسلام اصولا آزادی اجتماعی بدون آزادی اخلاقی و معنوی میسر نیست . آزادی اخلاقی، بریدن خاطر از وابستگی به ماسوی الله است; «چیزی که تو در بندآنی، بنده آنی .»

در واقع، آزادی منفی (آزادی از) گام نخست برای رسیدن به آزادی مثبت (آزادی برای) می باشد; یعنی، با آزادی از قیود دنیوی، راه آزادی برای تهذیب نفس و تزکیه روح باز می شود . انسان دو گونه غرایز دارد: شهوت، حرص و طمع; عقل، فطرت و وجدان اخلاقی . گاه انسان از درون بنده حرص، اسیر شهوت و خشم است و گاه روحش آزاد است; یعنی عقل و فطرت خود را از سیطره غرایز طاغی حفظ نموده است . آزاده واقعی کسی است که خود را از قید غرایز سرکش رهانیده باشد . (59)

بعضی گمان می کنند چون بنده زرخرید نیستند، آزادند، اما در حقیقت بنده شکم، شهوت، مال و مقامند و هیچ تسلطی برخود ندارند و معبود خود را هوای خود می دانند; «اتخذ الهه هواه » . (60)

حضرت علی علیه السلام این گونه بردگی را بدتر از بردگان و غلامان زرخرید می داند:

«عبد الشهوة اشد من عبدالرق .» (61)

زیرا غلام زرخرید، جسمش برده اما روحش آزاد است، ولی بردگان هوی، از درون اسیرند; مانند پیکری بی روح .

قرآن برای تحقق آزادی معنوی، اکیدا از پیروی هوای نفس نهی می کند . (62)

حضرت علی علیه السلام در فلسفه حرمت هواپرستی می فرماید: «فاما اتباع الهوی فیصد عن الحق .» (63) و نیز فرمود: «اگر هوای نفس را فرمانروای خود سازید، شما را کور و کر و پست می کند .» (64)

هوای نفس سیری ناپذیر است و اگر اندکی با او همراهی شود، انسان را به چندین مفسده دیگر گرفتار می کند . (65) اسیر نفس شدن در واقع اسیر بدترین دشمن شدن است . نفس، سرکش است و به بدی فرمان می دهد; آزاد شدن از دام نفس، هم شدنی است و هم دشوار; تنها نیرویی که راه کنترل بر این دشمن را می آموزد، دین است . (66) دین با ریاضت صحیح و تحت پرورش قراردادن نفس، غرایز را تعدیل می کند، از این رو، مجاهده با نفس در دین، جهاد اکبر خوانده شده است . (67)

شهوت و غضب که ابزار خوبی برای روح انسانند، اگر تربیت نشوند و تحت کنترل عقل در نیایند، به دلیل اشتهای بی حد و حصری که دارند، در اولین قدم، روح انسان را به بردگی خود درمی آورند; هوای نفس، امیر می شود و عقل انسان، اسیر می گردد: «کم من عقل اسیر تحت هوی امیر .» (68) حضرت علی علیه السلام در کلمات قصار نهج البلاغه فرموده اند:

«الدنیا دار ممر لامقر و الناس فیها رجلان: رجل باع فیها نفسه فاوبقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها .» (69)

یعنی: دنیا دار مرور و گذشتن است نه خانه قرار، ثبات و ماندن; و در این دنیا، مردم دو گروهند، گروهی جان خود را به هوا و هوس می فروشند و خود را به هلاکت می اندازند و گروهی جان خود را از هوس خریده، حقیقت خویش را آزاد می گردانند .

انسانی که به خود رحم نکرد و در جبهه جهاد اکبر، حقیقت خود را به بردگی و بند شهوت و غضب درآورد، عقل و علمش، اسیر و خادم هوسش می گردند و اگر بخواهد مثلا شهری را ویران کند، همه ره آوردهای علمی، دانش و تحصیلات او، دست به دست هم می دهند تا خواسته چنین شهوتی را برآورده سازند; ابزاری می سازند تا او بتواند هر آنچه را که می خواهد به آتش کشد و هر آن که در مقابلش ایستاد، نابود سازد . چنین شخص هواپرستی، اگر دین خدا و انبیای الهی را نیز مانع هوس خود ببیند، برای خاموش نمودن آن، با همان ابزار علم و عقل به جنگ پیامبر می رود و سعی می کند که مذهب، دین، شریعت و منهاج آنان را نسخ و مسخ سازد .

در این جدال درونی هر کس بر نفس خود غالب آید، رهایی یافته است . اگر انسان در مرحله اول نتواند خود را کنترل نماید، تمایلات نفسانی بر او مسلط شده و سرانجام نیروی مقاومت در برابر گناه را از دست خواهد داد . (70)

حضرت علی علیه السلام می فرماید: پیش از آن که تمایلات نفسانی به تجری و تندروی عادت کند با آنها بجنگ; زیرا اگر تمایلات سرکش در تجاوز و خودسری نیرومند شوند، فرمانروای تو شده و تو را به هر سو که بخواهند می برند و در نتیجه تاب مقاومت در برابر آنها را از دست خواهی داد . (71)

آزادگان واقعی از آن جهت با نفس به مبارزه برخاسته اند که نیازها را تقلیل داده و به همان نسبت، خود را از قید و اسارت اشیا و اشخاص رها سازند . این آزادگی و خلق و خوی، شورشی است علیه زبونی در برابر لذتها، طغیانی است علیه عجز و ضعف در برابر لذتها و حاکمیت میلها، عصیان و سرپیچی ای است علیه بندگی دنیا و نعمتهای آن .

این آزادگی رهایی از درون و میلها و وابستگیهاست . با به دست آمدن این روحیه، انسان می تواند با دنیا و دنیاطلبان برخوردی آگاهانه داشته باشد و رهرو امام علی علیه السلام باشد که فرمودند: «ما لعلی ونعمة یفنی و لذة لا تبقی .» (72) و از سوی دیگر کوچکترین بی عدالتی را تحمل نمی کرد .

اساس اندیشه لیبرالیسم غربی از نظر اخلاقی، لذت طلبی است . هر چیزی که برای فرد انسانی ایجاد لذت کند اخلاقی و عملی که موجب رنج گردد خلاف اخلاق است .

تفکر اخلاقی لیبرالیسم را جان لاک پی ریزی و بنتام تکمیل کرد . جان لاک می گوید:

«سعادت به معنای تام کلمه عبارت است از حداکثر لذتی که حصولش از ما ساخته باشد .» (73)

نظر بنتام نیز مشابه جان لاک است . وی در تعریف اخلاق می گوید: عملی نیکوست که متضمن نفع و لذت بیشتر باشد . (74)

از نظر آنها اخلاقی بودن پس از عمل مشخص می شود; از این رو ملاک معقولی برای دست زدن به کاری یا ترک آن وجود ندارد . و به تعبیری، آزادی از دیدگاه لیبرالیسم غربی، به معنای آزادی انسان از قوانین الهی و اسارت او در قید و بندهای مادی است .

با این وصف لیبرالیسم غربی در حقیقت منادی گریز انسان از فطرت الهی به سوی خصلتهای حیوانی است . در اگزیستانسیالیسم (اصالت وجود) نیز بیش از هر چیز بر جنبه و ارزشهای فردی توجه شده و در راس همه، آزادی، اراده و خواست فرد مورد نظر است و هر نوع قیدی ولو تقید به مدار و راه خاص را بر ضد انسانیت انسان می داند و تنها بر آزادی، بی قیدی، تمرد و عصیان تکیه می کند . لازمه این سخن، هرج و مرج اخلاقی، بی تعهدی و نفی هر گونه مسؤولیت است . (75)

به گفته این مکتب، انسان کامل، انسانی است که از جبر آزاد باشد و هر چه آزادتر باشد، کاملتر است . حتی معتقدند بندگی خدا، انسانیت را نقض می کند; زیرا این بندگی، آزادی انسان را سلب می کند، پس کمال انسان در آزادی مطلق حتی آزادی از قید مذهب است . (76)

این آزادی دیگر هیچ مرزی را نمی شناسد و رعایت هیچ اصل اخلاقی را لازم نمی شمارد .

اشتباه بزرگان این مکتب در این است که خدا را با اشیای دیگر مقایسه نموده و گمان برده اند، توجه انسان به خدا، او را از حرکت باز می دارد، در حالی که میان تعلق و وابستگی به خدا و بندگی او، با هر گونه خواستن، عشق، بندگی و تسلیم غیر خدا بودن، تفاوت از زمین تا آسمان است . بندگی خدا عین آزادی است; زیرا او کمال هر موجود است; به علاوه، آزادی مقدمه کمال است نه خود کمال، (77) به این دلیل ارزشی فوق همه ارزشها نخواهد بود .

پی نوشت:

1) محقق و نویسنده .

2) مرتضی مطهری، گفتارهای معنوی، صص 17 - 10 .

3) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 47، ص 214 .

4) همان، ج 64، ص 72 .

5) نهج البلاغه، نامه 31 .

6) محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 74، ص 237، حدیث 2 .

7) همان، ج 2، ص 53 .

8) مدثر/38 .

9) محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 56، ص 220، ح 85 (خطبه شعبانیه) .

10) بلد/13 .

11) شمس/10 .

12) محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 2، ص 56، ح 36 .

13) یس/70 - 69 .

14) فاطر/22 .

15) نمل/81 - 80 .

16) بقره/130 .

17) اسراء/1 .

18) کهف/1 .

19) نجم/10 .

20) کهف/65 .

21) نهج البلاغه، خطبه 193 .

22) همان، نامه 31 .

23) محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 71، ص 402 .

24) انعام/79 .

25) انعام/162 .

26) مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص 279 .

27) همان، ص 286 .

28) بقره/138 .

29) رضا حق پناه، آزادی اخلاقی، اندیشه حوزه، ش 5 .

30) انبیا/73; شمس/8 .

31) جمعه/2 .

32) شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 1، ص 410 .

33) بقره/30 .

34) احزاب/72 .

35) بقره/33 - 31 .

36) اعراف/172 .

37) اسراء/7 .

38) بقره/24 .

39) ذاریات/56 .

40) اسراء/70 .

41) ر . ک .: ژان پل سارتر، اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر، ترجمه مصطفی رحیمی، نیلوفر، 1380; ژان پل سارتر، اگزیستانسیالیسم یا مکتب انسانیت، ترجمه جواهری، انتشارات فرخی .

42) ایان باربور، علم و دین، ص 78 .

43) ر . ک .: کاپلستون، تاریخ فلسفه از فیشر تا نیچه، ج 7 .

44) موریس کریستین، ژان پل سارتر، ترجمه منوچهر بزرگمهر، ص 66 .

45) محمد تقی جعفری، کیهان اندیشه، ش 81، ص 71 .

46) همان، ص 389 .

47) مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ج 2، ص 231 .

48) محمدعلی فروغی، سیر حکمت در اروپا، ج 3، صص 285 - 278 .

49) شمس/8 .

50) جعفر سبحانی، مجله کلام اسلامی، ش 30، ص 11 .

51) ویل دورانت، لذات فلسفه، صص 90 - 86 .

52) مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، پیشین، ص 248 .

53) رضا حق پناه، پیشین .

54) ویلیام کی فرانکنا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، ص 227 .

55) سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 1، ص 379; مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، ص 389 و ج 2، ص 231 .

56) مقام معظم رهبری، 12/6/82 .

57) رهبر معظم انقلاب، 12/6/77 .

58) نقد و نظر، سال چهارم، ش 2 - 1، ص 341 .

59) مرتضی مطهری، حکمتها و اندرزها، ص 29 .

60) جاثیه/23 .

61) عبدالواحد التمیمی الآمدی، غررالحکم، ص 498 .

62) قصص/50 .

63) نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، ص 119 .

64) عبدالواحد التمیمی الآمدی، پیشین، ص 292 .

65) امام خمینی، چهل حدیث، ص 147، شرح حدیث دهم .

66) مرتضی مطهری، حکمتها و اندرزها، ص 38 .

67) محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 67، ص 65 .

68) نهج البلاغه، حکمت 211 .

69) همان، حکمت 133 .

70) رضا حق پناه، پیشین .

71) فهرست غرر الحکم، ص 187 .

72) نهج البلاغه، خطبه 222 .

73) برتراند راسل، تاریخ فلسفه، ج 3، ص 216 .

74) همان، ص 491 .

75) مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص 184 .

76) مرتضی مطهری، انسان کامل، صص 327 - 326 .



::
:: مرتبط با: طرح بینش مطهر ,
:: برچسب‌ها: نتیجه آزادی اخلاقی در اسلام , آزادی معنوی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How can I increase my height after 18? پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:50 ق.ظ
What's Happening i'm new to this, I stumbled upon this I've found It positively useful and it has helped me out loads.
I'm hoping to give a contribution & aid other customers like its helped me.
Great job.
How can I increase my height after 18? یکشنبه 12 شهریور 1396 12:45 ق.ظ
Thanks for your marvelous posting! I actually enjoyed reading it, you are a great author.
I will make certain to bookmark your blog and definitely will come back very soon. I want to encourage one to continue your great
job, have a nice day!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :